شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

91

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

درمىآمد و گاه به تمرّد اصلى بازمىگشت ، تفحّص حال وى را « محاسبه » شمردند . و چون طرف حسنات غالب گشت و حقّانى شد ، « انابت » گفتند . و فكر در احوال و اطوار گذشته و آيندهء خود و ديگر روندگان ، و پندپذير شدن را از آن ، « تفكّر » و « تذكّر » گفتند . و از حول و قوّت خود بيرون آمدن را « اعتصام » گفتند . و از مكر نفس و كيد شيطان پناه به حق بردن را « فرار » گفتند . و طبع را به رياضت مسخّر گردانيدن تا به صفاى باطن ، شرف يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ « 1 » دريابند ، اين را « رياضت » و « سماع » گفتند ، و اين جمله را ده باب بدايات گردانيدند « 2 » . باب اليقظة قال اللّه تعالى : قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ « 3 » يعنى اى محمّد بگو كه جز اين نيست كه پند مىدهم شما را كه از خواب غفلت بيدار شويد از براى اداى بندگى و عبادت خداوند تعالى و تقدّس . شيخ - قدّس اللّه سرّه - « 4 » در مبدأ هر باب از اين كتاب ، آيتى از كتاب اللّه به طريق استشهاد و استنباط مىآرد تا معلوم شود كه اصل اين كار و بناى امور طريقت بر كتاب اللّه است ، و حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « 5 » چنين مىفرمايد كه : « تركت فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتي » 101 . القومة للّه هي اليقظة « 6 » من سنة الغفلة و النّهوض عن ورطة الفترة . يعنى « قومة » كه مصدر فعل أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ است عبارت از تيقّظ و بيدارى است « 7 » از خواب غفلت و نهضت و برجستن از تيرگى فترت « 8 » . چون آدمى را در ابتداى نشأت و ايام طفوليّت ، به جهت تكميل بناى « 9 » بدن - كه مركب روح و هودج قلب مجروح در سير اين وادى و سفر اين بوادى 102 ، وى است - مدّتى در

--> ( 1 ) . الزمر / 18 . ( 2 ) . ج : گردانيدن . ( 3 ) . سبأ / 46 . ( 4 ) . ع : + تعالى . ( 5 ) . ج : ص . ( 6 ) . ج : اليقظته . ( 7 ) . ع : - است . ( 8 ) . ع : + است . ( 9 ) . ع : بناء .